جمعا 22 سرفصل و 279 صفحه در بانک اطلاعاتي درگاه موجود است .
سخنراني دكتر حميد رضائيقلعه درباره «آسيبشناسي فرهنگي و اجتماعي و آموزههاي اخلاقي در بيمه درمان روستائيان»، دوشنبه 5 اسفند 1387
همايش «همانديشي در بيمه درمان روستائيان» روز دوشنبه پنجم اسفند ماه 1387 از سوي سازمان بيمه خدمات درماني در تهران و با حضور سياستگذاران و مديران ارشد نظام بيمه درماني كشور برگزار شد. از جمله سخنرانان اين همايش عبدالرضا مصري وزير رفاه و تأمين اجتماعي، دكتر محمدسعيد كارآموز رئيس هيئت مديره و مديرعامل سازمان بيمه خدمات درماني، دكتر مسعود پزشكيان نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي و وزير سابق بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، دكتر اميدوار رضائيميرقائد نماينده مردم مسجدسليمان در مجلس شوراي اسلامي، دكتر احمد خالقنژادطبري ـ دكتر محمدرضا واعظمهدوي و دكتر سيد ابوالقاسم موسوي (رؤساي اسبق هيئت مديره و مديريت عامل سازمان بيمه خدمات درماني)، محمود عسگريآزاد معاون سياستگذاري و برنامهريزي وزارت رفاه و تأمين اجتماعي، دكتر محمدحسن طريقت رئيس دفتر امور اجتماعي مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي، دكتر سعيد داودي عضو اسبق هيئت مديره سازمان بيمه خدمات درماني، دكتر حميد رضائيقلعه مدير گروه پژوهشي اخلاق و اقتصاد مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام و دكتر حميد پوراصغري كارشناس ارشد برنامهريزي و بودجهبندي بخش بهداشت و درمان بودند. در نشست سوم همايش مزبور كه با موضوعيت «بيمه درمان روستائيان با نگرش جامعهشناسي روستا در ايران» و با رياست دكتر احمد خالقنژادطبري رئيس اسبق هيئت مديره و مديريت عامل سازمان بيمه خدمات درماني برگزار شد، دكتر حميد رضائيقلعه عضو هيئت علمي فرهنگستان علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران و مدير گروه پژوهشي اخلاق و اقتصاد مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام كه عضو كميته علمي اين همايش نيز بود، سخنان خود را درباره «آسيبشناسي فرهنگي و اجتماعي و آموزههاي اخلاقي در بيمه درماني روستائيان» ايراد نمود. گفتني است دكتر حميد رضائيقلعه طي سالهاي 1384-1374، مسؤوليت ادارات كل مطالعات و پژوهش، روابط عمومي وامور بينالملل و دفتر هيئت مديره و مدير عامل سازمان بيمه خدمات درماني و نيز مديريت مسؤولي مجله بيمه همگاني خدمات درماني را در كارنامه خويش دارد. مشروح اين سخنراني در ذيل ميآيد: بسم ا... الرحمن الرحيم و هو خير ناصر و معين محضر استادان معزز، مسؤولان ارشدنظام رفاه و تأمين اجتماعي و همكاران قديمي خودم كه حضور دراين همايش موجب تجديد ديدار و خاطرات گذشته شد، عرض سلام و تحيت دارم. در فرصت كوتاهي كه در اختيار دارم، سخنان خود را به طور اجمالي در زمينه آسيبشناسي فرهنگي و اجتماعي و آموزههاي اخلاقي در بيمه درمان روستائيان تقديم ميكنم. هر نظام فرهنگي متشكل از عناصر و متغيرهايي است كه كالبد آن را شكل ميدهند. اين عناصر عبارتند از: ارزشها، هنجارها، نمادها و ابزارها. بنابراين وقتي در زمينه آسيبشناسي فرهنگي بحث ميكنيم، بايد اين عناصر را كه شكلدهنده نظام فرهنگي محسوب ميشوند، در بوته نقد آسيبشناسانه قرار دهيم. فرهنگ داراي دو بعد مادي و معنوي است. وقتي به روند رشد و تحولات دو بعد مادي و معنوي فرهنگ نگاه ميكنيم، به وضوح مشاهده ميكنيم كه به صورت روزافزون بعدمادي فرهنگ رشد فزايندهاي پيدا ميكند وبعد معنوي فرهنگ در قياس با آن رشد و تغييرات كمتري دارد. به عبارتي در گذر زمان فاصله ميان ابعاد مادي و معنوي فرهنگ بيشتر ميشود و به ديگر سخن، ما شاهد افزايش تأخر فرهنگي با گذشت زمان هستيم. تأخر فرهنگي در حقيقت فاصله ميان دو بعد مادي و معنوي فرهنگ است. فرض بفرماييد كه در جامعه ايران طي دهههاي اخير، به رغم تغييرات ماهوي اندك در بعد معنوي فرهنگ، مظاهر مادي فرهنگ همچون فنآوريهاي نوين و صنايعي مانند صنعت بيمه رونق فراواني پيدا كردهاند و در حقيقت ما شاهد ناهمخواني و ناسازگاري دو جنبه مادي و معنوي فرهنگي و به عبارتي فزوني تأخر فرهنگي هستيم. از طرف ديگر، در اثر اشاعه و گسترش فرهنگ جديد، شكاف و گسست فرهنگي پديد ميآيد و انگارهها و شيرازه وجودي فرهنگ قديم ترك ميخورد. اين همان مقوله سنت و مدرنيته است كه با ظهور فرهنگ نوين، فرهنگ سنتي جامعه مورد هجمه قرار ميگيرد و دوره گذار از سنت به مدرنيسم را به نمايش ميگذارد. چون عنوان بحث ما، آسيبشناسي فرهنگي و اجتماعي بيمه درمان روستائيان است، لذا بايد تحليلي جامعهشناختي از ساختار كاركردي جامعه روستايي ايراني داشته باشيم. در تبيين و تحليل جامعهشناختي روستائيان ايراني، از نظريههاي گوناگوني ميتوان استفاده كرد. از جمله اين نظريهها، نظريه خردهفرهنگ دهقاني اورت راجرز است كه ده ويژگي را براي اين خردهفرهنگ در جامعه روستايي برميشمارد. من در بحثم به دليل ضيق وقت، بر چهار ويژگي تأكيد و تكيه ميكنم و شش خصوصيت ديگر اين خردهفرهنگ را صرفاً نام ميبرم. يكي از ويژگيها در خردهفرهنگ دهقاني و جامعه روستايي ما، «تقديرگرايي» است. روستائيان ما با اين باور و اعتقاد كه سرنوشت و تقدير مردم از قبل تعيين شده است، در موضعي انفعالي قرار ميگيرند و تلاش و اهتمامي جدي براي ايجاد تحول در وضعيتشان نميكنند. اين باور كه ما نقشي در مرگ و زندگي خودمان نداريم و تلاش در زمينه اجتناب از مرگ بيهوده است، باعث ميشود كه روستائيان استقبالي از دستاوردهاي مادي فرهنگي همچون بيمه سلامت نكنند. ويژگي ديگر اين خردهفرهنگ، «عدم توانايي چشمپوشي از منافع آني به خاطر منافع آتي» است. براساس اين ويژگي، روستائيان منافع آني و كوتاهمدت را عمدتاً مدنظر قرار ميدهند و دغدغهاي براي آينده خودشان ندارند. از اين رو، روستائيان به صنعت بيمه كه بر مبناي آن بايد در زمان سلامتي و تندرستي، حق بيمهاي پرداخت كنند تا در زمان بيماري، از مزاياي آن براي تأمين هزينههاي پزشكي استفاده نمايند، اقبال نشان نميدهند. سومين ويژگي خردهفرهنگ دهقاني و جامعه روستايي، «وابستگي به قدرت دولت» است. براساس اين ويژگي، روستائيان تنها نماد و نهاد قدرتمند را دولت ميدانند و به تبع اين باور، دچار نوعي غفلت از تواناييها، ظرفيتها و قابليتهاي مردمي ميشوند و گويا با فراموش كردن خود، به مانند كودكي كه به مادرش وابسته است، به دولت تكيه و وابستگي دارند. خصوصيت چهارم جامعه روستايي، «محليگرايي» است. بدين معنا كه روستائيان به نهادهاي متعلق به روستاي خود در قياس با نهادهاي ملي اعتماد و گرايش بيشتري دارند. مثلاً اگر قرار باشد طرحي براي پوشش و حمايت بيمهاي روستائيان در اقصي نقاط كشور به اجرا در بيايد، بهتر است ابزار و عوامل اين طرح از نهادهاي خود روستاها انتخاب شوند چرا كه روستائيان به آنها اعتماد بيشتري دارند. قطعاً كدخدا و يا شوراي روستا به مراتب قرابت و نزديكي ذهني، زباني و عاطفي بيشتري با روستائيان دارند. من به ياد دارم در ايامي كه قرار بود طرح بيمه درمان روستائيان در كشور اجرا شود، در همايشي كه براي فراهم آوردن تمهيدات و بستر اجرايي اين طرح در هتل مارليك تهران برگزار شده بود، بنده در سخنرانيام عرض كردم كه ويژگي محليگرايي در جامعه روستايي ما ايجاب ميكندكه در فرآيند اجرايي طرح بيمه درمان روستائيان، حتماً از نيروهاي انساني روستاها استفاده شود و براين موضوع تأكيد كردم كه روستائيان به دلايل تاريخي، اعتماد چنداني به طرحهاي ملي و عوامل اجرايياي كه از ساير نقاط به روستاها ميآيند ندارند. بنده تجربهاي شخصي را درباره نظام ارجاع در ارائه خدمات بهداشتي و درماني در سطح روستا عرض كنم. بنده به مدت يك سال طي سالهاي 1373 و 1374 در روستاي خبر از توابع شهرستان شهربابك استان كرمان به عنوان پزشك خدمت ميكردم. آن زمان براي آن كه مفهوم نظام ارجاع را براي اهالي روستا تشريح كنم، از روحاني و امام جماعت روستا كه سالها در اين ده اقامت داشت، خواستم كه در تبيين اين موضوع به ما كمك كنند. ايشان در بين اقامه جماعت نماز ظهر و عصر در مسجد روستا، با اشاره به لغات راجعون، رجعت و ساير كلمات همخانواده، به زبان روستائيان مفهوم و معناي نظام ارجاع را براي آنها شرح داد. من فكر ميكنم اثربخشي و نفوذ بيان وي به دليل اين كه ايشان از اهالي همان روستا محسوب ميشد، به مراتب بيشتر از توضيحات و صحبتهاي من بودكه فردي غريبه به حساب ميآمدم. علاوه بر اين چهار ويژگي در خردهفرهنگ دهقاني و جوامع روستايي، ميتوان شش ويژگي ديگر نظير «عدم اعتماد متقابل در روابط شخصي»، «فقدان نوآوري»، «پايين بودن سطح آرزوها و تمايلات»، «عدم توجه به عنصر زمان و اهميت آن»، «خانوادهگرايي» و «فقدان همدلي» را ذكر كرد. خوب، به دليل كمبود وقت از ادامه بحث آسيبشناسي فرهنگي و اجتماعي بيمه درمان روستائيان صرف نظر ميكنم و در وقت باقيمانده به آموزههاي اخلاقي در بيمه درمان روستائيان اشاراتي ميكنم. در حقيقت، ميخواهم راجع به قضاوتهاي ارزشي و اخلاقي در تحليل بيمه درمان روستائيان قدري صحبت كنم. اگر چه رعايت موازين اخلاقي در تأمين احتياجات بهداشتي و درماني آحاد شهروندان فارغ از گروه و قشر و پايگاه اجتماعي آنها، امري الزامي است، اما چون مخاطب ما در اين همايش، روستائيان هستند، لذا بحثم را درباره الزام مراعات اصول اخلاقي در ارائه خدمات پزشكي به روستانشينان جهتدهي ميكنم. خوب، روستائيان مانند ساير شهروندان داراي نيازهاي مبرم بهداشتي و درماني هستند وضرورت دارد كه به اين نيازها، پاسخ انساني داده شود. منظورم از پاسخ انساني به اين نيازها، اين است كه بايد كرامت والاي انساني روستانشينان رادر همه مراحل ارائه خدمات بهداشتي و درماني مدنظر قرار دهيم. اين نوع نگرش به نحوه پاسخگويي به نيازهاي روستائيان ايجاب ميكند كه همه ظرافتها و ريزهكاريهاي مربوط به صيانت از شأن والاي انساني روستائيان را در نظر بگيريم. آيا درست است كه مكانيزم يا ساختكار تأمين سلامت روستائيان بهگونهاي طراحي شود كه موكول و منوط به توان و استطاعت مالي آنها باشد؟ آيا از منظر ارزشي و اخلاقي صحيح است كه به دليل فقر نسبي جامعه روستايي، روستائيان فقير يا نادار از امكانات و مواهب بهداشتي و درماني بيبهره باشند؟ قطعاً بايد نظام سلامت را در روستاها به شيوهاي طراحي كنيم كه سلامت روستائيان در صورت فقدان توان مالي آنها در معرض خطر قرار نگيرد. از سوي ديگر چنانچه نظام خدمات بهداشتي و درماني مستقر در روستاها به طور انحصاري وابسته به بودجه تكمحصولي مانند درآمدهاي نفتي در كشوري مانند مملكت ما باشد، اين معضل را به وجود ميآورد كه در صورت كاهش شديد درآمدهاي ناشي از فروش اين محصول در اثر دلايل مختلف اقتصادي و سياسي در عرصه بينالمللي، نظام تأمين سلامت روستائيان شكننده و آسيبپذير شود و در نهايت سلامت روستانشينان به مخاطره بيفتد. علاوه بر اين نكته، مسأله ديگري كه باعث عدم مراعات موازين اخلاقي در نظام مبادله سلامت در جامعه روستايي ميشود، فاحش بودن عدم تقارن اطلاعاتي ميان ارائهكنندگان و مصرفكنندگان خدمات پزشكي است. هر چند در ادبيات اقتصادي، عدم تقارن اطلاعاتي در نظام تبادل كالاي سلامت در جامعه شهري نيز وجود دارد و باعث مسائل غيراخلاقي ميشود، اما اين عدم تقارن اطلاعاتي در جامعه روستايي به مراتب شديدتر بوده و ناهنجاريهاي اخلاقي بيشتري را دامن ميزند. خوب، با توجه به اين عرايضم، ميخواهم بگويم كه در قضاوتهاي ارزشي، محروميت روستائيان از خدمات سلامت تحت شرايط عدم آگاهي روستائيان از منافع بيمه خدمات درماني به مثابه راهكار تأمين سلامت و پايين بودن توانايي پرداخت روستائيان به هيچ وجه پذيرفته شده نيست. در پايان عرايضم، براي روشنتر شدن مقوله مخاطره اخلاقي در بيمه درمان روستائيان، مقايسهاي از رفتار روستائيان بيمه شده در دو مقطع زماني قبل و بعد از انعقاد قرارداد بيمه درماني را ارائه ميكنم. البته اين تغيير رفتار مختص روستائيان نيست بلكه در همه بيمهشدگان اعم از شهرنشينها و روستانشينها كاملاً مشهود و بارز است. روستائيان پيش از اين كه تحت پوشش بيمه درماني قرار بگيرند، ميزان مراجعاتشان به پزشكان كمتر است چون مراجعه به پزشكان يا مراكز درماني برايشان هزينههاي زيادي را به وجود ميآورد. علاوه بر اين، اين افراد قبل از انعقاد قرارداد بيمه درماني، موازين و اصول پيشگيري را بيشتر مراعات ميكنند و براي دريافت خدمات پيشگيرانه، بيشتر تمايل دارند و حاضرند كه هزينه كنند تا بدين ترتيب مريض نشوند و كمتر متقبل هزينههاي سرسامآور درماني شوند. اما همين اشخاص پس از اين كه تحت پوشش بيمه خدمات درماني قرار ميگيرند، رفتارشان كاملاً متفاوت ميشود. پس از انعقاد قرارداد بيمه درماني، روستائيان بيمه شده كمتر مسائل پيشگيري را رعايت ميكنند و بار مراجعاتشان به پزشكان و مراكز درماني افزايش پيدا ميكند. خوب، اين يك نمونه رفتار غيراخلاقي است كه در بيمهشدگان از جمله روستائيان بيمه شده ديده ميشود. از آنجايي كه وقت محدودي در اختيارم بود، چنانچه گسستگي و چند پارگي در كلامم بود، از همه حضار پوزش ميخواهم. از حوصله همه عزيزان متشكرم.
1
تاريخ نگارش: 8 شهريور ماه ، 1388(09:38:37) آخرين بروزآوري: 8 شهريور ماه ، 1388(09:38:37) (50 بازديد)